شمس الدين رشديه

147

سوانح عمر ( فارسى )

فرهنگ امتحان شايانى داد كه پرونده مفصلى دارد . روزى در ضمن تدريس غش كرده به زمين ميافتد . طبيب مهربان قم را خبر ميكنند ميايد ، و محبت مىكند و بحالش مىآورد . آن روز درس تعطيل شد و از فرداى آن روز باز درس و مدرسه دائر بود . اكثر تابستانها به تهران مىآمد و افتخار پذيرائى با حقير بود . موضوع غش كردن مطرح شد . همه گفتند به قدر لازم خدمت كرده‌ايد ، بيش از اين زحمت خدا را هم خوش نيايد ، مدرسه را ببنديد و در تهران منزل كنيد . بزرگان اقوام در اين پيشنهاد يك كلمه بودند و پدرم تقريبا رد نميكرد . تصور كرديم موافقت خواهند كرد . اقوام كه رفتند تنها حضورش بودم . پرسيدم ، « آقا به اين تصميم باقى هستيد كه مدرسه را منحل كرده به تهران بيائيد ؟ » فرمود ، « آنها نمىفهمند تو چرا نميفهمى . اگر وقتى كه از صندلى تعليم غش كردم و افتادم اگر برنميخاستم كجا بودم ؟ البته در بهشت زيراكه تنها كسى بودم كه در شغل شريف معلمى در حين تدريس در كلاس درس از دنيا رفته‌ام . سعادت از اين بيشتر ميشد ؟ خدا نخواست و اين سعادت نصيبم نشد . » مرگ رشديه در ذيقعده 1363 قمرى - 21 آذر 1323 شمسى در قم ديده از جهان فروبست ، و در قبرستان حاج شيخ عبد الكريم به خاك سپرده شد . در آن ايام انگليسها در تهران روزنامه تبليغاتى بنام « نونهالان » داشتند . تصوير پدرم را چاپ كرده او را پدر « تربيت جديد » در ايران معرفى كرده بود . و تعجب اينجا است كه تولد پدرم را فقط او درست نوشته بود و با يادداشتهائيكه من از تبريز آورده بودم تطبيق ميكرد . رحمة اللّه عليه تاليفات رشديه بداية التعليم : براى سال اول ابتدائى 3 جلد ( جلد اول براى دو ماه اول جلد دوم جلد سوم براى پنج ماه آخر . ) صد درس براى كلاس دوم كلمات قصار شرعيات ابتدائى براى كلاس دوم كفاية التعليم جلد اول صد و بيست درس كلمات قصار ( تعليم املاء ) كفاية التعليم جلد اول و دوم اصلاح املاى اطفال ، كلمات قصار اخلاقى نهاية التعليم ( نحو فارسى ) جلد اول نهاية التعليم جلد دوم ( علمى ) در مجله راهنماى كتاب اين كتابرا از قديمىترين تاليف دستور زبان معرفى كرده بود . صرف فارسى ( دبستان ) تربيت البنات كلمات قصار تاديب البنات